حسن حسن زاده آملى

17

خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى)

القطعة السادسة فى بحر الرمل المثمن المقصور اى كه چشم شوخت از مستى دل و عقلم ربود بر زبانم نيست جز ذكر لبت گفت و شنود فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان * چون بدانستى كه اين بحر رمل شد گوى زود فرخ و فروج است جوژه « 1 » بيضه تخم مرغ و خود « 2 » * چون عنب انگور و تين انجير و كمثرى مرود « 3 » اصفر و فاقع « 4 » چه زرد و احمر و قانى « 5 » است سرخ * هست اخضر سبز و واضح روشن و ازرق كبود جندل و صخر و حجر چون جلمد و جلمود سنگ * هست حصبا « 6 » سنگريزه ماء و وادى آب و رود « 7 » جود فيض « 8 » وجود بخشش جودة « 9 » نيكى جوده « 10 » تك * وعظ و ميثاق و تحيت پند و پيمان و درود « 11 » غبن در زرها « 12 » زيان است و غبن « 13 » در رأيها * چون غنا دان بى نيازى وز « 14 » به مد خوانى سرود

--> ( 1 ) بر وزن و معنى جوجه است ( 2 ) كلاه خود ( 3 ) مخفف امرود است كه بمعنى گلابى است ( 4 ) بسيار زرد ( 5 ) بسيار سرخ ( 6 ) بمد نيز صحيح است ( 7 ) رودخانه ( 8 ) روان شدن آب و مانند آن و فيض عربيست بنابر شهرت تفسير بان شده ( 9 ) بفتح جيم نيز صحيحست ( 10 ) جودة يعنى نيك دويدن اسب و تك فارسى مىباشد يعنى دويدن اسب خواه نيك باشد خواه نباشد پس تفسير جوده را بمطلق دويدن براى ضرورتست ( 11 ) ستايش و دعا و رحمت فرستادن ( 12 ) يعنى اگر كسى در خريد و فروش زيان نمايد ( 13 ) يعنى اگر كسى علم و دانش او كم بوده باشد مثلا مرد كم دانش را مغبون گويند از غبن مشتق است بدانكه زيان در خريد و فروش به غبن و غبن هر دو آمده و زيان در دانش به غبن و به غبانه آمد پس تنها غبن بفتح با براى زيان در رأيها نيست بلكه مشترك بين هر دو است جز آنكه غبن بفتح باء زيانى در زرها مصدر از باب نصر ينصر است و غبن بفتح باء زيانى در رأيها مصدر از باب علم يعلم ( 14 ) ور مخفف و اگر است يعنى اگر غنا را غناء بخوانى بمعنى سرود باشد يعنى خوانندگى